• لوگوی حوزه علمیه امام خمینی (ره) شهرستان خوی
  • خاطره گویی طلاب در مراسم گرامیداشت شهدا در هفته دفاع مقدس
    Read more
  • برگزاری درس اخلاق در سطح شهر
    برگزاری درس اخلاق در سطح شهر
  • مراسم عمامه گذاری در جشن عید غدیر سال97
    Read more

 

آیین نامه داخلی

حوزه علمیه امام خمینی(ره) شهرستان خوی

بسم الله الرحمن  الرحیم

فلوْ لاَ نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ‌ ﴿التوبة، 122﴾

پس چرا از هر فرقه‏اى از آنان ، دسته‏اى كوچ نمى‏كنند تا در دين آگاهى پيدا كنند و قوم خود را وقتى به سوى آنان بازگشتند بيم دهند باشد كه آنان ( از كيفر الهى) بترسند .

قالَ رسولُ اللهِ صَلّى ‏اللُه‏ عَلَيهِ ‏وَ ‏آلِه : مَن اَحَبَّ اَن یَنظَرَ اِلی عُتَقاءِ الله مِنَ النارِ فَلیَنظُرَ اِلَی المُتعَلّمینَ فَوَالذی نَفسی بِیَدِه ما مِن مُتعلّمٍ یَختِلفُ اِلی بابِ العالِم اِلّا کَتَبَ اللهُ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ عِبادةَ سَنةٍ وَ بَنی اللّهُ بِکُلِّ قَدمٍ مَدینةً فِی الجَنَّة وَ یمَشی عَلی الاَرضِ وَ هِیَ تَستَغفِر لَهُ وَ یَمسی و یُصبِحُ مَغفوراً لَه وَ شَهِدَت الملائکةُ انّهم عُتَقاءُ اللهِ مِنَ النارِ. (بحار ج1ص18)

هرکس دوست دارد به آزاد شدگان خدا از آتش بنگرد به طالبان علم نگاه کند، به خدایی که جانم در دست اوست سوگند هیچ طالب علمی به خانه عالم (محل تحصیل) آمد و شد نمی کند، مگر اینکه خدا برای هر قدمش یک سال عبادت می نویسد و عوض هر قدم او شهری در بهشت بنا می کند و  چون بر روی زمین راه می‌رود زمین برایش آمرزش می‌طلبد و شب و روز او در حالی سپری می شود که مورد مغفرت الهی قرار گرفته است و فرشتگان برای آنان شهادت میدهند که اینان آزادشدگان خدا از آتش­اند.

قال امیرالمومنین علیه السلام: تَعَلَّمُوا العِلمَ فَاِنَّ تَعَلَّمَهُ حَسَنة وَ مُدارِسَتَهَ تَسبیح وَالبَحثَ عَنهُ جِهاد وَ تَعلیمهُ لِمَن لا یَعلَمُ صَدَقَة. )میزان الحکمة، ج 7، باب 2862، ح 13840(

علم بیاموزید که آموختن آن حسنه و تدریس آن تسبیح و مباحثه آن جهاد در راه خدا و یاد دادن آن به کسی که نمی داند، صدقه است.

قالَ رسولُ الله (صلی الله علیه و آله): سألتُ جَبرَئیلَ علیه السلامُ فَقُلتُ: ألعُلَماءُ أکرَمُ عِندَاللهِ أمِ الشُهداءُ؟  فَقالَ:  ألعالِمُ الواحدُ أکرَمُ عَلَی اللهِ مِن ألفِ شَهید، فَاِنَّ اقتداءَ العُلماءِ بِالأنبیاءِ وَ اقتداءَ الشُّهداءِ بالعُلماءِ.(ارشاد القلوب ص164)

یک عالم نزد خداوند از هزار شهید گرامی­تر است، زیرا پیروی عالمان از پیامبران است و پیروی شهیدان از عالمان.

امام خمینی (رحمةالله علیه) :شما که امروز در این حوزه ها تحصیل می­کنید و می خواهید فردا رهبری و هدایت جامعه را به عهده بگیرید، هر قدمی که برای تحصیل علم برمی دارید، قدمی هم برای کوبیدن خواسته های نفسانی، تقویت قوای روحانی، کسب مکارم اخلاق، تحصیل معنویات و تقوا بردارید.

مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) :طلاب جوان که در فضای معطر انقلاب ، خود را به درس وبحث فقه اسلام و مقدمات آن سپرده‌اند، بايد بدانند كه اين يكي از برترين جهادهای اين روزگار است، انقلاب چشم انتظار آنها است كه ساخته و پرداخته از راه برسند و ادامه حركت امت به سوي نظام كامل اسلامی را تضمين كنند.

     ای آنکه کوله بار سفر عشق بستی و از دیار و کاشانه هجرت نمودی و با جان و دل به وادی مقدس روحانیت و حرم مطهر و معطر طلبگی قدم نهادی.

     این مکان مقدس، مجمع پاکان و فضیلت مداران و رذیلت گریزان است، مأمن بزرگان و علما و فقهای شیعه و رزمگاه اندیشه و استدلال و مباحثه و مناظره و خاستگاه علم و فقه و درس و تحقیق و تألیف و تدریس است.

      ای برادر، قدر خودت را بدان که چنین ارض قدسی و فضای دل انگیز و روحانی نصیب همه نمی شود چرا که معرفت و نورانیت درّ گرانی است که به هر کس ندهند و رسالت طلبگی هدیه ای الهی است که از عالم قدس تقدیم تو گردیده است.

      ای مهمان خوش پیمان ما که بر آستان دلدادگان حضرت حق و شیفتگان حضرت ولیعصر ارواحنا فداه دعوت شده ای، بدان که دو راه پیش روی توست، یکی خط مستقیم و روشن ترقی و عروج به سوی سعادت و دیگری خط بیراهه تنزل و سقوط در منجلاب بی سوادی و تن پروری.

      مسیر  اول گر چه نتایج پربار و منافع سرشاری دارد و انتهایش به باغ ملکوت عزت و عظمت و شرافت و جاودانگی می رسد، اما پیمودن آن بسیار دشوار، با تلخی های ناگوار، توأم با رنج سفر و بیداری سحر و بی خوابی بصر و درد تحصیل و رنج تهذیب و غربت و فقر و محرومیت و خون جگر و زحمات فراوان گره خورده است.

        اما مسیر دوم راحت است و آسان، راحت از خستگی جلسه درس و قیل و قال مدرسه، آسوده از بی خوابی مطالعه و دردسر مباحثه، نه خبری از رنج تحصیل است و نه از زجر تهذیب.

       اینک تویی و این دو راه، یکی فضیلت و دیگری رذیلت، یکی پالایش و دیگری آسایش، یکی خدامحوری و دیگری خودمحوری، اِنّا هَدَیناهُ السَّبیلَ اِمّا شاکِرا وَ اِما کَفورا (انسان،3)

 

طلبه گرامی

       در راستای رشد و تعالی علمی و معنوی و صعود تو و همسنگرانت به مقام اخلاص و عبودیت، حوزه علمیه شهرستان خوی ضوابط و مقرراتی را که به منزله عهد و پیمانی اخلاقی و شرعی میان طلاب گرانقدر و حوزه علمیه می باشد، وضع نموده است که خدمتتان ارائه می گردد. امیدواریم با التزام قلبی و عملی به این عهد و پیمان، موجبات خشنودی حضرت ولیعصر ارواحنا فداه را فراهم آوریم.

 با توجه به مسئولیت خطیر طلبه و روحانیت در عصر حاضر، در پیشگاه خداوند متعال و حضرت ولیعصر ارواحنا فداه متعهد و ملزم می شوم که امور ذیل را رعایت نمایم:

1.در همه شئون زندگی، خود را در محضر خداوند متعال دانسته( أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَی﴿العلق‏، 14﴾) و سعی خواهم کرد روز به روز در حال تعالی و الگوی دیگران باشم، و با رعایت تقوا و اخلاق حسنه، یادآور اخلاق کریمه رسول گرامی اسلام و حضرات معصومین علیهم السلام باشم .

2.به مسائل معنوی مانند: تهجد و نافله شب و شرکت در جمعه و جماعات و جلسات اخلاق و دعا و توسل به اهل بیت علیهم السلام اهتمام ویژه داشته و متعهد می شوم هرشب حداقل سه صفحه از قرآن کریم تلاوت نمایم.

3.در پوشش ظاهری و اصلاح سر و صورت، شئونات طلبگی را به بهترین وجه رعایت نموده و همچنین در فضای مدرسه همواره مقید به پوشش رسمی بوده و از ظاهر شدن با زیرپوش و لباس آستین کوتاه و غیره خودداری نمایم.

4.حوزه متعلق به وجود مقدس حضرت ولیعصر ارواحنا فداه می باشد، پس باید در حفظ قداست معنوی آن و آلوده نکردنش  با گناه و هم چنین نظافت ظاهری و پاکیزگی آن، تا حد توان تلاش نمایم.

5.در صورتی که مفتخر به تلبس به لباس مقدس روحانیت شدم، در طول زندگی، حرمت این لباس مقدس را نگه دارم و موجب وهن وهتک روحانیت اصیل شیعه نباشم و جز با لباس روحانی در جامعه ظاهر نشوم.

6.طبق دستور قرآن کریم «عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ» (مائده 105) و فرمایش نبوی که فرمودند « طُوبى لمنْ شَغَلَهُ عَيبُه عن عُيُوبِ النّاس» متعد می شوم همواره به تربیت و تهذیب نفس خود مشغول باشم و از غیبت، سوء ظن، تجسس و دخالت در کارهای دیگران، تمسخر و تنابز بالالقاب که گناهانی نابخشودنی هستند، خودداری نمایم.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ   *       يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لاَ تَجَسَّسُوا وَ لاَ يَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً  ﴿الحجرات‏، 11و12﴾

7.از ایجاد مزاحمت و سلب آسایش دیگران و شوخی های نامناسب و مخالف شئونات طلبگی اجتناب نمایم.

8.در مصرف آب و برق و گاز و استفاده از اموال و ساختمان حوزه که مربوط به ساحت مقدس حضرت ولیعصر ارواحنا فداه می باشد، نهایت دقت را به عمل آورم، و از اسراف و اتلاف پرهیز نمایم، چرا که اتلاف موجب خشم خداوند متعال و طبق فتوای همه مراجع عالیقدر موجب ضمانت شرعیه می باشد.

9.با توجه به شبانه روزی بودن برنامه های مدرسه و اینکه لحظه به لحظه حضور در حوزه مغتنم بوده و باعث استفاده از فرصتها می باشد، متعهد می شوم به طور منظم و فعال در حوزه حضور داشته باشم و بدون اجازه مسئولین و جز در موارد ضرورت ،  از مدرسه خارج نشوم.

10.از آوردن مهمان در مدرسه بدون هماهنگی با مسئولین حوزه خودداری کنم.

11.از تغییر حجرات و جابجایی وسایل و آوردن رایانه و تلویزیون و وسایل تجملاتی و زینتی مثل مبل و آکواریوم که مورد نیاز زندگی روزمره طلبگی نمی باشد جدا اجتناب نمایم.

12.از گوشی همراه در کلاسها، کتابخانه، نمازخانه، مباحثات و اجتماعات حوزه که باعث اتلاف وقت و ایجاد مزاحمت و تضییع حقوق دیگران است، استفاده ننمایم. و همچنین متعهد می شوم از آوردن گوشی های پیشرفته به مدرسه خودداری نمایم.(در صورت مشاهده گوشی در کلاس درس یا جلسه امتحان غیبت غیر موجه درج خواهد شد.)

13.از عضویت در احزاب و گروههای سیاسی و هر نوع همکاری با سازمانها و مراکز دولتی و فعالیتهای غیر حوزوی اعم از اقتصادی و فرهنگی و غیره، بدون هماهنگی با مسئولین حوزه خودداری نمایم.

14.احترام  و تواضع در مقابل اساتید و مسئولین حوزه را که عاملی مهم در ارتقای علمی و توفیقات معنوی است، در همه حال و به بهترین وجه رعایت نمایم.(قال رسول الله :برکةالعلم فی تعظیم الاستاذ)

15.در همه جلسات درسی، امتحانی و برنامه های آموزشی در ساعات تعیین شده حاضر شوم و در طول مدت کلاس، کاملا مشغول درس بوده و آداب حضور در محضر استاد را رعایت نمایم.(در صورت همراه نداشتن کتاب و یا مطالعه کتاب دیگر غیبت غیر موجه درج خواهد شد)

16.از آنجا که طبق فرمایش بزرگان «یک ساعت مباحثه بهتر از ده ساعت مطالعه است» و رشد و تعالی علمی طلبه بدون مباحثه میسر نیست، متعهد می شوم تمامی دروس خود را به طور منظم و جدی مباحثه نمایم.

17.مقررات مدرسه  اعم از مقررات آموزشی و انضباطی و سایر قوانینی را که در طول سال توسط مسئولین اعلام میشود، رعایت نموده، بلکه مواظب اجرای آن از سوی دیگران نیز باشم.

18. پیشرفت علمی-معنوی طلاب در گرو برنامه غذایی منسجم و متحد است که علاوه بر تأمین سلامت جسمانی و انرژی کافی، بایستی متناسب با زندگی ساده طلبگی باشد. متعهد می شوم تابع برنامه غذایی مدرسه بوده و از مصرف غذاهای حاضری و مضر که باعث ضرر جسمانی و هدررفت غذای مدرسه می شود خودداری نمایم.

19.از آوردن وسایل نقلیه(موتور سیکلت و ماشین) به مدرسه خودداری نمایم و در صورت ضرورت تا پایان  هفته، کلید وسیله را  تحویل مسئول مدرسه نمایم.

20.متعهد می شوم از جاگذاشتن وسایل شخصی اعم از ظروف و  البسه و مواد غذایی در مکانهای عمومی مثل آشپزخانه ها و سرویس ها و حمام ها  و سالن ها خودداری نمایم و در صورت عدم رعایت این شرط از طرف بنده،  مسئول مدرسه حق دارد در وسایل جامانده بنده  به صلاحدید خود تصرف نماید.

21. حافظ اسرار حوزه بوده و موارد خاص و محرمانه را جز با مسئول حوزه در میان نگذارم، چرا که افشاء سرّ و گفتن آن به دیگران از گناهان کبیره و موجب عقوبت و سخط خداوندی است.

إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ ﴿النور، 19﴾

22. از آنجا که هر کاری اگر در زمان مناسب آن انجام نشود نتیجه مطلوب نمی دهد و مسأله ازدواج در اوایل طلبگی، تعالی علمی و معنوی طلبه را با مشکلات زیادی مواجه می کند، متعهد می شوم دستور نبوی «الامور مرهونةٌ باوقاتها» را سرمشق خود قرار دهم و تا زمان فراهم شدن شرایط، از ازدواج خودداری نمایم ودر صورت ضرورت، بدون اجازه و مشورت مسئول حوزه اقدام به این امر ننمایم.

                                                                                                                                                                                                                                    والعاقبة لاهل التقوی والیقین

                                                                     

نظرات (0) کلیک ها: 629

معنای دقیق تقوا

تقوا، از مهم ترین شاخص های تربیت دینی است که در معارف ناب اسلامی بسیار به آن سفارش شده است. بنا بر همین ارزش و جایگاه، بزرگان اخلاقی و پیشروان تعلیم و تربیت اسلامی نیز به مسئله تقوا بیش از هر چیز توجه می کنند. در این میان، هرکدام تعریف های گوناگونی از تقوا ارائه داده اند که «پرهیزکاری» وجه مشترک همه آنهاست. حال آنکه شهید فرزانه، استاد مرتضی مطهری که در تبیین و آشکار ساختن معارف الهی، نگرشی ژرف و دقیق داشت، با دید تیزبین و تحلیل موشکافانه خویش، این معنا را برای واژه تقوا، نارسا می داند. ایشان ضمن اینکه زبان فارسی را از داشتن واژه ای هم سنگ در برابر کلمه تقوا ناتوان معرفی می کند، در یک تعریف توضیحی، کلمه «خود نگه داری» را معادل تقوا می داند و می گوید:

تقوای از معاصی، در واقع معنایش خود نگه داری است. متقی باش؛ یعنی خود نگه دار باش. خود این، یک حالت روحی و معنوی است که از آن، تعبیر به «تسلط بر نفس» می کنند. اینکه انسان بتواند خود بر خود و در واقع، اراده و عقل و ایمانش بر خواهش ها و هوس هایش تسلط داشته باشند، به طوری که بتواند خودش را نگه دارد، این نیروی خود نگه داری، اسمش تقواست... خود را نگه داری کردن از معصیت، لازمه اش اجتناب از معصیت است و لازمه اجتناب از معصیت، خود را از لازمه معصیت ـ یعنی خشم الهی ـ نگه داری کردن است... اگر بگویند «اِتَّقِ اللّه َ» معنایش این است که خود را نگه دار از اینکه گرفتار گناه شوی و بر اثر گناه کردن، در معرض خشم الهی قرار بگیری.

پیام متن:

 

1. معنای دقیق تقوا، خود نگه داری است؛ یعنی انسان، نفس خود را از هر چه غیر رضایت خداست، نگه دارد.

2. خواهش های نفسانی، بدون تقوی پیشگی کنترل نمی شود، و این خود، دلیل مهمی بر اهمیت تقوی است.

اساس تربیت دینی

انسان خداجو که در امور زندگانی خویش جز به خشنودی پروردگار نمی اندیشد و از غضب و ناخرسندی یار برحذر است، همواره چشم دل، نگران می دارد تا در برابر مسائل گوناگونی که روز و شب با آنها برخورد می کند، عملی غیر از خواست پروردگار از او سر نزند و در این مسیر، مراقب اعمال خویش است. کارهایی که رضای الهی در آن نیست، به انحراف آدمی از جاده فطرت توحیدی انسان می انجامد و در مقابل، هر آنچه انسان را به محضر پرخیر ربوبی نزدیک می سازد، همانا در فطرت پاک و روح روشن او ریشه دارد. از همین رو، در آموزه های تربیتی و اخلاقی اسلام نیز به این مسئله بسیار توجه شده است که انسان در همه لحظه های عمر خویش باید مراقب احوال خود باشد، نفس را از خطر افتادن در مهلکه های انحراف و گناه و گمراهی نگه دارد و این «خود نگه داری» و مراقبه نفس همان تقوای الهی است. شهید مطهری، تقوا را محور اساسی تهذیب نفس می داند و مرکب چموش نفس را تنها در دست تقوا پیشگان، رام و راهوار معرفی می کند. ایشان در این باره می گوید:

اساس تربیت دینی، همین است که انسان، خود بر خود مسلط باشد. مگر می شود چنین چیزی که یک چیز خودش بر خودش مسلط باشد؟ اگر یک چیز، خودش یک امر بسیط باشد، که معنا ندارد خودش بر خودش مسلط باشد. این نشان می دهد که انسان دو «خود» دارد؛ یک خودش، خود حقیقی است و خود دیگرش، ناخود است و در واقع، تقوا تسلط بر ناخودی است که انسان آن «ناخود» را خود می داند. ... گر انسان بتواند بر نفس خودش در آن حد مسلط باشد که بر جُبن خودش هم مسلط باشد، بر بخل و حسد و خشم و طمع و آز و حرص خودش مسلط باشد، این اسمش تقواست.

پیام متن:

حقیقت تقوا، تسلط خود واقعی انسان بر ناخود اوست و چنین تسلطی، اساس تربیت دینی اسلامی است.

تقوای برخاسته از ضعف یا قوت

سراسر عمر آدمی، میدان اجرای تقوای الهی است و هنر مردان خدا آن است که در همه حال، اهل تقوایند؛ چه زمانی که در انزوا به سر می برند و چه آن هنگام که در متن جامعه و میان مردم هستند. آنان حتی در برخورد با فراز و نشیب زندگی، به مجاهده با نفس می پردازند و به فیض رضایت الهی دست می یابند، نه آنکه کنج عزلت و راحت اختیار کنند و نفس خویش را از هر ناملایمی، یک سره خلاص کنند یا در گوشه ای، فارغ از درد و رنج و فراز و نشیب، به عبادت و کسب تقوا سر کنند. شهید مطهری، چنین تقوایی را تقوای از سر ضعف و تقوای نوع اول را تقوای از سرقوت می نامد:

... به وجود آوردن اجبار عملی برای پرهیز از گناه و آن گاه ترک کردن گناه، کمالی محسوب نمی شود. اگر توفیق چنین کاری پیدا کنیم و از این راه مرتکب گناه نشویم، البته از گناه پرهیز کرده ایم، ولی نفس ما همان اژدهاست که بوده است، فقط از غم بی آلتی افسرده است. پرهیز از گناه، آن وقت کمال محسوب می شود که انسان بدون اجبار عملی، از گناه و معصیت پرهیز کند.

پیام متن:

اجبار عملی بر ترک گناه، کمال را در پی ندارد. حقیقت تقوا، با قرار گرفتن در متن اجتماع و تمرین و برای ترک گناه و و گمراهی به دست می آید. به عبارت دیگر، تقوای حقیقی آن است که از درون آدمی بجوشد و به دست آید.

تقوا در نهج البلاغه

موضوع تقوا در میان دیگر فضیلت های تبیین شده نهج البلاغه، چون کوکبی درخشان و فروزان است. توجه امیر کلام، امام علی علیه السلام به این مرتبه والای انسانی تا آن جاست که حدود ده خطبه این کتاب گران قدر به تقوا اختصاص دارد و اوج این درخشندگی در خطبه روح بخش همّام ـ در توصیف متقین ـ به چشم می خورد. امام علی علیه السلام در این خطبه، تقوا پیشگان را گل سرسبد آفرینش معرفی می کند و می فرماید: «فَالمُتّقونَ فیها هُمْ اَهْلُ الفَضائِلِ؛ تنها تقواپیشگان در دنیا، صاحبان فضیلت هستند.» از دیدگاه آن حضرت، اهمیت تقوا چنان است که می تواند پیمودن راه نیک بختی را برای انسان هموار سازد. شهید مطهری در بیان این مطلب می گوید:

مفهوم تقوا در نهج البلاغه، مترادف با مفهوم پرهیز، حتی به مفهوم منطقی آن نیست. تقوا در نهج البلاغه، نیرویی است روحانی که بر اثر تمرین های زیاد پدید می آید و پرهیزهای معقول و منطقی از یک نگاه، سبب و مقدمه پدید آمدن این حالت روحانی است. ... نهج البلاغه تقوا را به مثابه یک نیروی معنوی و روحی که بر اثر ممارست و تمرین پدید می آید و به نوبه خود، آثار و لوازم و نتایجی دارد و از آن جمله، پرهیز از گناه را سهل و آسان می سازد، طرح و عنوان کرده است... امام علی علیه السلام تصریح می کند که تقوا، چیزی است که پرهیز از محرمات الهی و همچنین ترس از خدا، از لوازم و آثار آن است. پس در این منطق، تقوا نه عین پرهیز است و نه عین ترس از خدا، بلکه نیرویی است روحی و مقدس که این امور را به دنبال خود دارد.

پیام متن:

از دیدگاه امام علی علیه السلام در نهج البلاغه، تقوا، نیرویی روحانی است که سبب پرهیزکاری و ترس از خدا و دیگر فضیلت ها می شود.

تقوا، مهار مرکب نفس

شهید مطهری، با بیان و تحلیلی دقیق از موارد کاربرد واژه تقوا در خطبه های نهج البلاغه، به شرح و توضیح ظرافت های موجود در کلام حضرت اشاره می کند و برداشتی حقیقی از معنای تقوا در نهج البلاغه را ارائه می دهد. از جمله، با ذکر بخشی از سخنان مولا علی علیه السلام از این کتاب انسان ساز درباره تقوا، این گونه توضیح می دهد:

[امام علی علیه السلام می فرماید:] همانا خطاها و گناهان و زمام را در اختیار هوای نفس قرار دادن، مانند اسب های سرکش و چموشی است که لجام از سر آنها بیرون آورده شده و اختیار از کف سوار بیرون رفته باشد و عاقبت، اسب ها سوارهای خود را در آتش افکنند. و مَثل تقوا، مثل مرکب های رهوار و مطیع و رام است که مهارشان در دست سوار است و آن مرکب ها با آرامش، سوارهای خود را به سوی بهشت می برند.

در این خطبه، تقوا به عنوان یک حالت روحی و معنوی که اثرش ضبط و مالکیت نفس است، ذکر شده. این خطبه می گوید: لازمه بی تقوایی و مطیع هوای نفس بودن، ضعف و زبونی و بی شخصیت بودن در برابر محرکات شهوانی و هواهای نفسانی است. انسان در آن حالت، مانند سوار زبونی است که از خود، اراده و اختیاری ندارد و این مرکب است که به هرجا که دلخواهش است، می رود. لازمه تقوا، قدرت اراده و شخصیت معنوی داشتن و مالک حوزه وجود خود بودن است؛ مانند سوار ماهری که بر اسب تربیت شده ای سوار است و با قدرت و تسلط کامل، آن اسب را در جهتی که خود انتخاب کرده، می راند و اسب در کمال سهولت، اطاعت می کند.

پیام متن:

1. کنترل و مالکیت بر نفس، تقویت قوای باطنی در برابر رذیلت های نفسانی و نیز شخصیت یافتن انسان، از آثار مهم تقوا به شمار می رود.

2. انسان بی تقوا انسان بی اراده و زبون و انسان با تقوی، نیرومند و صاحب اراده است.

تقوا؛ مصونیت، نه محدودیت

یکی از مهم ترین اسباب گرفتاری و مصیبت انسان در دنیا، رفتارهای ناشایست اوست که در رها کردن عنان نفس و ترجیح دادن خواسته دل برخواست پروردگار ریشه دارد. انسانی که همواره درصدد برآوردن تمایلات نفسانی خویش و بهره جویی از لذت های گذرای دنیاست، خود را از امداد غیبی پروردگار و از توجه و رسیدگی های خداوند ـ که به بندگان شایسته خویش دارد ـ محروم ساخته است. در مشکلات و مصیبت های دنیایی نیز توجه ویژه پروردگار شامل او نخواهد شد؛ زیرا او در زندگی روزانه خویش، خدای متعال و خشنودی او را به فراموشی سپرده است. شهید مطهری با اشاره به اینکه تقوا، کلید حل مشکلات دنیا و آخرت انسان است، این صفت زیبا را تنها راه برون رفت از درگیری های زندگی معرفی می کند و با استناد به قرآن می فرماید:

انسان وقتی که بصیرتی نداشته باشد، در ابتدا از تقوا، تنها محدودیت می فهمد و می گوید: اگر انسان بخواهد خودش را مقید به تقوا کند، معنایش این است که خودش را در بن بست قرار دهد، به دور خودش خطی بکشد و برای خود، محدودیت قائل شود. قرآن درست نقطه مقابل این مطلب را ذکر می کند [و نکته لطیف همین است]؛ یعنی بی تقوایی است که انسان را در بن بست قرار می دهد و تقواست که بن بست را می شکند... خداوند در قرآن می فرماید: تقوا بن بست و محدودیت نیست؛ برعکس، تقوا نداشتن، انسان را به بن بست ها و محدودیت ها دچار می کند و تقوا، راهی است که خدا معین کرده است که اگر انسان از آن راه برود، محدودیت و بن بستی برای او نیست: «وَ مَن یَتَّقِ اللّه َ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً؛ هر کس که تقوای الهی را پیشه کند، خدا برای او راه بیرون رفتن از تنگناها و مشکلات را قرار می دهد».

پیام متن:

تقوا، کلید حل مشکلات دنیا و آخرت انسان است.

آزادی در گرو تقوا

آزادی، واژه شیرینی است که فطرت همه آدمیان خواهان آن است، هرچند در تحلیل معنای آن، بیشتر انسان ها به خطا می روند. در معارف ناب اسلامی، آزادی نه به معنای گسستن مهار نفس و افسارگسیختگی شهوت های آدمی، بلکه به معنای رهایی از هرچه مانع راه سعادت و کمال انسان و پروازی آگاهانه و عاشقانه در افق ابدیت است و تقوای الهی، بال و پر چنین پروازی است. شهید مطهری با تبیین کلامی نورانی امیرمؤمنان علی علیه السلام ، با اشاره به عوامل و آثار چنین تقوایی می فرماید:

امیرالمؤمنین علی علیه السلام نه تنها تقوا را محدودیت و مانع آزادی نمی داند، بلکه علت و موجب بزرگ آزادی را تقوای الهی می شمارد. در خطبه 228 فرموده است: تقوا، کلید دوستی و اندوخته روز قیامت است؛ آزادی است از قید هر بندگی و نجات است، از هر بدبختی. به وسیله تقوا، انسان به هدف خویش می رسد و از دشمن نجات پیدا می کند و به آرزوهای خویش نائل می شود. تقوا در درجه اول و به طور مستقیم، از ناحیه اخلاقی و معنوی به انسان آزادی می دهد و او را از قید رقیت و بندگی هوا و هوس آزاد می کند و رشته حرص و طمع و حسد و شهوت و خشم را از گردنش برمی دارد، ولی به طور غیرمستقیم، در زندگی اجتماعی نیز آزادی بخش انسان است. رقیت ها و بندگی های اجتماعی، نتیجه رقیت معنوی است... پس تقوا نه تنها قید و محدودیت نیست، بلکه عین حریت و آزادی است.

بند بگسل، باش آزاد، ای پسر! چند باشی بند سیم و بند زر
نظرات (0) کلیک ها: 390

 

2525.jpg

 

امام صادق(علیه السلام) فرمود: نماز شب صورت را زیبا و خلق را نیکو و انسان را خوشبو می گرداند، رزق را زیاد و قرض را ادا می کند، اندوه را برطرف می سازد و چشم را جلال می دهد.



رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: نماز شب وسیله ای است برای خوشنودی خدا و دوستی ملائکه(2) .
در بخش دوم از بررسی نماز و به ویژه نمازهای مستحبی «فضیلت نماز شب» را از نظر می گذرانیم. امام صادق(علیه السلام) فرمود: نماز شب صورت را زیبا و خلق را نیکو و انسان را خوشبو می گرداند، رزق را زیاد و قرض را ادا می کند، اندوه را برطرف می سازد و چشم را جلال می دهد(1).

امام صادق(علیه السلام) فرمود: در خانه هایی که نماز شب خوانده می شود و قرآن تلاوت می گردد، آن خانه ها نزد آسمانیان همچون ستاره ها درخشانند(3)

کیفیت نماز شب

نماز شب مجموعا یازده رکعت است:

1. هشت رکعت آن که دو رکعت دو رکعت مانند نماز صبح خوانده می شود و چهار دو رکعتی آن به نیت نماز شب است.

2. دو رکعت نماز شفع: بهتر است در رکعت اول آن بعد از حمد، سوره ناس و در رکعت دوم بعد از حمد سوره فلق خوانده شود.

3. یک رکعت نماز وتر: بعد از حمد سه بار سوره توحید و یکبار سوره فلق و یکبار سوره ناس بخوانیم و می توان یک سوره تنها خواند، سپس دست ها را برای قنوت به سوی آسمان بالا می بریم و حاجات خود را از خدا می خواهیم.

و برای چهل مومن دعا می کنیم و طلب مغرفت کرده و هفتاد مرتبه می گوییم: استغفرالله ربی و اتوب الیه (از پروردگار خود طلب آمرزش و مغرفت می کنیم و به سوی او بازگشت می نمایم) .

آنگاه هفت بار می گوییم: هذا مقام العائذه بک من النار(این است مقام مسی که از آتش قیامت به تو پناه برد) و بعد از آن 300مرتبه می گوییم: (العفو) و سپس می گوییم: رب اغفرلی و ارحمنی و تب علی، انک انت التواب الغفور الرحیم.

قضای نماز شب را فضیلت بسیار است، چنانچه در تفسیر علی بن ابراهیم از امام صادق(علیه السلام) روایت می کند: شخصی به آن حضرت عرض کرد: فدایت شوم چه بسا که اتفاق می افتد که یک ماه و دو ماه و سه ماه نماز شب از من فوت می شود و من آن را به روز قضا می کنم، آیا این کار جایز است؟ فرمود: به خدا قسم این کار مایه روشنی چشم تو است و این جمله را سه بار تکرار کرد

احکام نماز شب

1. هشت رکعت به نیت نماز شب و سپس دو رکعت نماز شفع و آنگاه یک رکعت نماز وتر، که با فضیلت ترین نماز شب، نماز وتر و شفع است و دو رکعت نماز شفع برتر از وتر است.

2. برای نماز شب می توان به نماز شفع و وتر اکتفا کرد، بلکه هنگام تنگی وقت می توان تنها به نماز وتر اکتفا کرد.

3. وقت نماز شب از نیمه شب تا فجر صادق است، و هنگام سحر از سایر مواقع بهتر است و تمامی ثلث آخر شب سحر محسوب می شودو افضل از آن خواندن نماز شب نزدیکی های فجر است.(4)

4. جایز است انسان نماز شب را نشسته بخواند حتی در حال اختیار ولی اگر می خواهد نشسته بخواند بهتر آن است که هر دو رکعت نشسته را یک رکعت ایستاده حساب کند، بنابراین باید هشت بار دو رکعت نشسته و هر دو رکعت به یک سلام که جمعا شانزده رکعت می شود به نیت نماز شب بخواند و دوباره دو رکعت هر دو رکعت به یک سلام به نیست نماز شفع و دوبار یک رکعت هر رکعت به یک سلام به نیت نماز وتر، ولی در حال اضطرار و مریض همان یازده رکعت کفایت می کند.

5. شخص مسافر می تواند نماز شب را پیش از نیمه شب بخواند.


7. کسانی که برای خواندن نماز شب بعد از نیمه شب عذری دارند مانند پیرمردان و با کسی که از سرد شدن هوا می ترسد و یا از جنب شدن در خواب می ترسد و ... می توانند نماز شب را قبل از نیمه شب بخوانند.
6. جوانی که می ترسد خواب بماند و نماز شب از او فوت شود می تواند نماز شب را پیش از نیمه شب بخواند.

8. خواندن سوره در رکعت های نماز شب لازم نیست و می تواند فقط به خواندن سوره حمد اکتفا کند، همچنین قنوت در رکعت های اول دوم مستحب است و می تواند بدون قنون بخواند.

9. نماز وتر یک رکعت است و می شود آن را بدون قنوت به جا آورد.

10.لازم نیست همه یازده رکعت را در یک مجلس بخواند، بلکه می تواند در دو سه نوبت بخواند، بلکه تفریق افضل است همان طور که رسول خدا تهجد می کرد.

11. مستحب است که نماز شب را بلند بخواند تا اگر از خانواده اش کسی می خواهد برای نماز شب برخیزد بیدار شود، چنانچه در روایت است و شهید و دیگران نیز تصریح به استحباب اجر نموده اند.

بدیهی است که استحباب بلند خواندن نماز شب در جایی است که امن از ریا و سمعه باشد و اگر خدای ناخواسته خوف ریا و سمعه در بلند خواندن باشد باید آهسته بخواند(5)

کسانی که برای خواندن نماز شب بعد از نیمه شب عذری دارند مانند پیرمردان و با کسی که از سرد شدن هوا می ترسد و یا از جنب شدن در خواب می ترسد و ... می توانند نماز شب را قبل از نیمه شب بخوانند

فضیلت قضای نماز شب

اگر نماز شب کسی فوت شد می تواند قضای آن را در روز به جا آورد.(6)

تذکر: قضای نماز شب را فضیلت بسیار است، چنانچه در تفسیر علی بن ابراهیم از امام صادق(علیه السلام) روایت می کند: شخصی به آن حضرت عرض کرد: فدایت شوم چه بسا که اتفاق می افتد که یک ماه و دو ماه و سه ماه نماز شب از من فوت می شود و من آن را به روز قضا می کنم، آیا این کار جایز است؟ فرمود: به خدا قسم این کار مایه روشنی چشم تو است و این جمله را سه بار تکرار کرد.(7)

اسحاق بن عمار ضمن روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل می کند که ایشان از پدران بزگوار و آنان از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که فرمود: خدای تعالی به بنده ای که نماز شب را در روز قضا بکند مباهات می کند و می فرماید ای فرشتگان من، این بنده من چیزی را که به او واجب نکرده ام قضا می کند گواه باشید که من او را آمرزیدم.(8)

اگر مشغول نماز شب بود و صبح طلوع می کرد، اگر چهار رکعت از نماز شب را خوانده است و بعد صبح شد، بقیه نماز شب را به طور مخفف و بدون مستحبات می خواند و اگر هنوز چهار رکعت از نماز شب نخوانده بعد صبح شد، همان دو رکعتی را که شروع کرده تمام می کند و پس از آن دو رکعت نافله صبح را می خواند و سپس دو رکعت نماز صبح واجب را می خواند و پس از آن، باقیمانده نماز شب را قضا می کند. اگر اصلا به نماز شب شروع نکرده و بعد طلوع کرده باشد دورکعت نماز نافله صبح را اول می خواند و پس از آن نماز صبح را و پس از آن قضای نماز شب را به جا می آورد.

تذکر: اگر نماز شب را در بین الطلوعین (یعنی بعد از اذان صبح و پیش از طلوع آفتاب) می خواند، بهتر است که نیت ادا یا قضا نکند، بلکه به نیست (ما فی الذمه) بخواند.

توضیح اینکه ما فی الذمه، به معنی آن است که نیت کند نماز شب می خوانم، قربة الی الله خواه ادا باشد و خواه قضا، هرچه خدا و رسولش فرموده اند.(9)

پی نوشتها :

1.بحارالانوار، ج87

2.همان منبع، ص161

3.وافی، ج2

4.تحریر الوسیله،ج1

5.کتاب شمع سحر، شب مردان خدا، مفاتیح الجنان

6.احکام، وزارت آموزش و پرورش، ص95

7. همان

8.بحارالانوار، ج87

9. احکام، وزارت آموزش و پرورش، ص95

 

نظرات (0) کلیک ها: 211

 

 

 

 

 

برای ثبت نام بر روی عکس روبرو کلیک نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آیین نامه داخلی

حوزه علمیه امام خمینی(ره) شهرستان خوی

بسم الله الرحمن الرحیم

فلوْ لاَ نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ‌ ﴿التوبة، 122﴾

پس چرا از هر فرقه‏اى از آنان ، دسته‏اى كوچ نمى‏كنند تا در دين آگاهى پيدا كنند و قوم خود را وقتى به سوى آنان بازگشتند بيم دهند باشد كه آنان ( از كيفر الهى) بترسند .

قالَ رسولُ اللهِ صَلّى ‏اللُه‏ عَلَيهِ ‏وَ ‏آلِه : مَن اَحَبَّ اَن یَنظَرَ اِلی عُتَقاءِ الله مِنَ النارِ فَلیَنظُرَ اِلَی المُتعَلّمینَ فَوَالذی نَفسی بِیَدِه ما مِن مُتعلّمٍ یَختِلفُ اِلی بابِ العالِم اِلّا کَتَبَ اللهُ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ عِبادةَ سَنةٍ وَ بَنی اللّهُ بِکُلِّ قَدمٍ مَدینةً فِی الجَنَّة وَ یمَشی عَلی الاَرضِ وَ هِیَ تَستَغفِر لَهُ وَ یَمسی و یُصبِحُ مَغفوراً لَه وَ شَهِدَت الملائکةُ انّهم عُتَقاءُ اللهِ مِنَ النارِ. (بحار ج1ص18)

هرکس دوست دارد به آزاد شدگان خدا از آتش بنگرد به طالبان علم نگاه کند، به خدایی که جانم در دست اوست سوگند هیچ طالب علمی به خانه عالم (محل تحصیل) آمد و شد نمی کند، مگر اینکه خدا برای هر قدمش یک سال عبادت می نویسد و عوض هر قدم او شهری در بهشت بنا می کند و چون بر روی زمین راه می‌رود زمین برایش آمرزش می‌طلبد و شب و روز او در حالی سپری می شود که مورد مغفرت الهی قرار گرفته است و فرشتگان برای آنان شهادت میدهند که اینان آزادشدگان خدا از آتش­اند.

قال امیرالمومنین علیه السلام: تَعَلَّمُوا العِلمَ فَاِنَّ تَعَلَّمَهُ حَسَنة وَ مُدارِسَتَهَ تَسبیح وَالبَحثَ عَنهُ جِهاد وَ تَعلیمهُ لِمَن لا یَعلَمُ صَدَقَة. )میزان الحکمة، ج 7، باب 2862، ح 13840(

علم بیاموزید که آموختن آن حسنه و تدریس آن تسبیح و مباحثه آن جهاد در راه خدا و یاد دادن آن به کسی که نمی داند، صدقه است.

قالَ رسولُ الله (صلی الله علیه و آله): سألتُ جَبرَئیلَ علیه السلامُ فَقُلتُ: ألعُلَماءُ أکرَمُ عِندَاللهِ أمِ الشُهداءُ؟ فَقالَ: ألعالِمُ الواحدُ أکرَمُ عَلَی اللهِ مِن ألفِ شَهید، فَاِنَّ اقتداءَ العُلماءِ بِالأنبیاءِ وَ اقتداءَ الشُّهداءِ بالعُلماءِ.(ارشاد القلوب ص164)

یک عالم نزد خداوند از هزار شهید گرامی­تر است، زیرا پیروی عالمان از پیامبران است و پیروی شهیدان از عالمان.

امام خمینی (رحمةالله علیه) :شما که امروز در این حوزه ها تحصیل می­کنید و می خواهید فردا رهبری و هدایت جامعه را به عهده بگیرید، هر قدمی که برای تحصیل علم برمی دارید، قدمی هم برای کوبیدن خواسته های نفسانی، تقویت قوای روحانی، کسب مکارم اخلاق، تحصیل معنویات و تقوا بردارید.

مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) :طلاب جوان که در فضای معطر انقلاب ، خود را به درس وبحث فقه اسلام و مقدمات آن سپرده‌اند، بايد بدانند كه اين يكي از برترين جهادهای اين روزگار است، انقلاب چشم انتظار آنها است كه ساخته و پرداخته از راه برسند و ادامه حركت امت به سوي نظام كامل اسلامی را تضمين كنند.

     ای آنکه کوله بار سفر عشق بستی و از دیار و کاشانه هجرت نمودی و با جان و دل به وادی مقدس روحانیت و حرم مطهر و معطر طلبگی قدم نهادی.

     این مکان مقدس، مجمع پاکان و فضیلت مداران و رذیلت گریزان است، مأمن بزرگان و علما و فقهای شیعه و رزمگاه اندیشه و استدلال و مباحثه و مناظره و خاستگاه علم و فقه و درس و تحقیق و تألیف و تدریس است.

     ای برادر، قدر خودت را بدان که چنین ارض قدسی و فضای دل انگیز و روحانی نصیب همه نمی شود چرا که معرفت و نورانیت درّ گرانی است که به هر کس ندهند و رسالت طلبگی هدیه ای الهی است که از عالم قدس تقدیم تو گردیده است.

     ای مهمان خوش پیمان ما که بر آستان دلدادگان حضرت حق و شیفتگان حضرت ولیعصر ارواحنا فداه دعوت شده ای، بدان که دو راه پیش روی توست، یکی خط مستقیم و روشن ترقی و عروج به سوی سعادت و دیگری خط بیراهه تنزل و سقوط در منجلاب بی سوادی و تن پروری.

     مسیر اول گر چه نتایج پربار و منافع سرشاری دارد و انتهایش به باغ ملکوت عزت و عظمت و شرافت و جاودانگی می رسد، اما پیمودن آن بسیار دشوار، با تلخی های ناگوار، توأم با رنج سفر و بیداری سحر و بی خوابی بصر و درد تحصیل و رنج تهذیب و غربت و فقر و محرومیت و خون جگر و زحمات فراوان گره خورده است.

       اما مسیر دوم راحت است و آسان، راحت از خستگی جلسه درس و قیل و قال مدرسه، آسوده از بی خوابی مطالعه و دردسر مباحثه، نه خبری از رنج تحصیل است و نه از زجر تهذیب.

       اینک تویی و این دو راه، یکی فضیلت و دیگری رذیلت، یکی پالایش و دیگری آسایش، یکی خدامحوری و دیگری خودمحوری، اِنّا هَدَیناهُ السَّبیلَ اِمّا شاکِرا وَ اِما کَفورا (انسان،3)

 

طلبه گرامی

   در راستای رشد و تعالی علمی و معنوی و صعود تو و همسنگرانت به مقام اخلاص و عبودیت، حوزه علمیه شهرستان خوی ضوابط و مقرراتی را که به منزله عهد و پیمانی اخلاقی و شرعی میان طلاب گرانقدر و حوزه علمیه می باشد، وضع نموده است که خدمتتان ارائه می گردد. امیدواریم با التزام قلبی و عملی به این عهد و پیمان، موجبات خشنودی حضرت ولیعصر ارواحنا فداه را فراهم آوریم.

با توجه به مسئولیت خطیر طلبه و روحانیت در عصر حاضر، در پیشگاه خداوند متعال و حضرت ولیعصر ارواحنا فداه متعهد و ملزم می شوم که امور ذیل را رعایت نمایم:

1.در همه شئون زندگی، خود را در محضر خداوند متعال دانسته( أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَی﴿العلق‏، 14﴾) و سعی خواهم کرد روز به روز در حال تعالی و الگوی دیگران باشم، و با رعایت تقوا و اخلاق حسنه، یادآور اخلاق کریمه رسول گرامی اسلام و حضرات معصومین علیهم السلام باشم .

2.به مسائل معنوی مانند: تهجد و نافله شب و شرکت در جمعه و جماعات و جلسات اخلاق و دعا و توسل به اهل بیت علیهم السلام اهتمام ویژه داشته و متعهد می شوم هرشب حداقل سه صفحه از قرآن کریم تلاوت نمایم.

3.در پوشش ظاهری و اصلاح سر و صورت، شئونات طلبگی را به بهترین وجه رعایت نموده و همچنین در فضای مدرسه همواره مقید به پوشش رسمی بوده و از ظاهر شدن با زیرپوش و لباس آستین کوتاه و غیره خودداری نمایم.

4.حوزه متعلق به وجود مقدس حضرت ولیعصر ارواحنا فداه می باشد، پس باید در حفظ قداست معنوی آن و آلوده نکردنش با گناه و هم چنین نظافت ظاهری و پاکیزگی آن، تا حد توان تلاش نمایم.

5.در صورتی که مفتخر به تلبس به لباس مقدس روحانیت شدم، در طول زندگی، حرمت این لباس مقدس را نگه دارم و موجب وهن وهتک روحانیت اصیل شیعه نباشم و جز با لباس روحانی در جامعه ظاهر نشوم.

6.طبق دستور قرآن کریم «عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ» (مائده 105) و فرمایش نبوی که فرمودند « طُوبى لمنْ شَغَلَهُ عَيبُه عن عُيُوبِ النّاس» متعد می شوم همواره به تربیت و تهذیب نفس خود مشغول باشم و از غیبت، سوء ظن، تجسس و دخالت در کارهای دیگران، تمسخر و تنابز بالالقاب که گناهانی نابخشودنی هستند، خودداری نمایم.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ   *    

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لاَ تَجَسَّسُوا وَ لاَ يَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً ﴿الحجرات‏، 11و12﴾

7.از ایجاد مزاحمت و سلب آسایش دیگران و شوخی های نامناسب و مخالف شئونات طلبگی اجتناب نمایم.

8.در مصرف آب و برق و گاز و استفاده از اموال و ساختمان حوزه که مربوط به ساحت مقدس حضرت ولیعصر ارواحنا فداه می باشد، نهایت دقت را به عمل آورم، و از اسراف و اتلاف پرهیز نمایم، چرا که اتلاف موجب خشم خداوند متعال و طبق فتوای همه مراجع عالیقدر موجب ضمانت شرعیه می باشد.

9.با توجه به شبانه روزی بودن برنامه های مدرسه و اینکه لحظه به لحظه حضور در حوزه مغتنم بوده و باعث استفاده از فرصتها می باشد، متعهد می شوم به طور منظم و فعال در حوزه حضور داشته باشم و بدون اجازه مسئولین و جز در موارد ضرورت ، از مدرسه خارج نشوم.

10.از آوردن مهمان در مدرسه بدون هماهنگی با مسئولین حوزه خودداری کنم.

11.از تغییر حجرات و جابجایی وسایل و آوردن رایانه و تلویزیون و وسایل تجملاتی و زینتی مثل مبل و آکواریوم که مورد نیاز زندگی روزمره طلبگی نمی باشد جدا اجتناب نمایم.

12.از گوشی همراه در کلاسها، کتابخانه، نمازخانه، مباحثات و اجتماعات حوزه که باعث اتلاف وقت و ایجاد مزاحمت و تضییع حقوق دیگران است، استفاده ننمایم. و همچنین متعهد می شوم از آوردن گوشی های پیشرفته به مدرسه خودداری نمایم.(در صورت مشاهده گوشی در کلاس درس یا جلسه امتحان غیبت غیر موجه درج خواهد شد.)

13.از عضویت در احزاب و گروههای سیاسی و هر نوع همکاری با سازمانها و مراکز دولتی و فعالیتهای غیر حوزوی اعم از اقتصادی و فرهنگی و غیره، بدون هماهنگی با مسئولین حوزه خودداری نمایم.

14.احترام و تواضع در مقابل اساتید و مسئولین حوزه را که عاملی مهم در ارتقای علمی و توفیقات معنوی است، در همه حال و به بهترین وجه رعایت نمایم.(قال رسول الله :برکةالعلم فی تعظیم الاستاذ)

15.در همه جلسات درسی، امتحانی و برنامه های آموزشی در ساعات تعیین شده حاضر شوم و در طول مدت کلاس، کاملا مشغول درس بوده و آداب حضور در محضر استاد را رعایت نمایم.(در صورت همراه نداشتن کتاب و یا مطالعه کتاب دیگر غیبت غیر موجه درج خواهد شد)

16.از آنجا که طبق فرمایش بزرگان «یک ساعت مباحثه بهتر از ده ساعت مطالعه است» و رشد و تعالی علمی طلبه بدون مباحثه میسر نیست، متعهد می شوم تمامی دروس خود را به طور منظم و جدی مباحثه نمایم.

17.مقررات مدرسه اعم از مقررات آموزشی و انضباطی و سایر قوانینی را که در طول سال توسط مسئولین اعلام میشود، رعایت نموده، بلکه مواظب اجرای آن از سوی دیگران نیز باشم.

18. پیشرفت علمی-معنوی طلاب در گرو برنامه غذایی منسجم و متحد است که علاوه بر تأمین سلامت جسمانی و انرژی کافی، بایستی متناسب با زندگی ساده طلبگی باشد. متعهد می شوم تابع برنامه غذایی مدرسه بوده و از مصرف غذاهای حاضری و مضر که باعث ضرر جسمانی و هدررفت غذای مدرسه می شود خودداری نمایم.

19.از آوردن وسایل نقلیه(موتور سیکلت و ماشین) به مدرسه خودداری نمایم و در صورت ضرورت تا پایان هفته، کلید وسیله را تحویل مسئول مدرسه نمایم.

20.متعهد می شوم از جاگذاشتن وسایل شخصی اعم از ظروف و البسه و مواد غذایی در مکانهای عمومی مثل آشپزخانه ها و سرویس ها و حمام ها و سالن ها خودداری نمایم و در صورت عدم رعایت این شرط از طرف بنده، مسئول مدرسه حق دارد در وسایل جامانده بنده به صلاحدید خود تصرف نماید.

21. حافظ اسرار حوزه بوده و موارد خاص و محرمانه را جز با مسئول حوزه در میان نگذارم، چرا که افشاء سرّ و گفتن آن به دیگران از گناهان کبیره و موجب عقوبت و سخط خداوندی است.

إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ ﴿النور، 19﴾

22. از آنجا که هر کاری اگر در زمان مناسب آن انجام نشود نتیجه مطلوب نمی دهد و مسأله ازدواج در اوایل طلبگی، تعالی علمی و معنوی طلبه را با مشکلات زیادی مواجه می کند، متعهد می شوم دستور نبوی

«الامور مرهونةٌ باوقاتها» را سرمشق خود قرار دهم و تا زمان فراهم شدن شرایط، از ازدواج خودداری نمایم ودر صورت ضرورت، بدون اجازه و مشورت مسئول حوزه اقدام به این امر ننمایم .

                                                                                                                                                                                                                                   والعاقبة لاهل التقوی والیقین

                                                                    

نظرات (0) کلیک ها: 364

8 نکته در ارزش مطالعه:

1 . حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید: یک ساعت تفکر از شصت سال عبادت برتر است .

2 . کاردیل می گوید: آنچه را می توان بعد از بیست سال تجربه آموخت، مطالعه صحیح در یک ساعت به ما می آموزد .

3 . دکتر مانفرد وسپل در کتاب «چگونه فرزندم را به مطالعه علاقه مند کنم؟» به نکته بسیار زیبایی در ارزش مطالعه اشاره می کند . یادگیری، آموزش، رشد و تکامل شخصیت حتی در جوامع مدرن، با خواندن و نوشتن مرتبط است . در سده های اخیر که وسائل صوتی - تصویری پیشرفته و وسائل الکترونیکی مانند کامپیوتر و امکاناتی چون اینترنت و . . . یک حرکت دسته جمعی را برای قبضه نمودن جهان آغاز کردند، برخی از متخصصان، خبر از پایان دوره کتاب و کتابخوانی دادند . اما چه در مورد بزرگسالان و چه در مورد کودکان، با وجود افزایش توجه به وسایل ارتباط جمعی مذکور، میزان مطالعه عمومی کاهش نیافته است . این نکته بسیار قابل تاملی است .

4 . بارباراکینگ می گوید: نباید مطالعه روزانه را ترک کنیم; زیرا بدین وسیله می توانیم از میان ازدحام شتاب آلود زندگی روزمره، لحظه ای آرامش به دست آوریم .

5 . شکسپیر: کتاب بزرگ ترین اختراع بشر است .

6 . ریچارد استیل: مطالعه همان اثری را در وجود آدمی می گذارد که ورزش در بدن انسان ایجاد می کند .

7 . مونتسکیو: مطالعه کتاب یعنی تبدیل ساعات سلامت بار به ساعات لذتبخش .

8 . همو می گوید: کتاب عمر دوباره است که می توان با مقداری پول تجربه تمام عمر بزرگ ترین عقلای عالم را تصرف کرد .

9 نکته در مکان مطالعه:

دکتر فیل ریس در کتاب «500 نکته درباره مطالعه » و دکتر عین الله خادمی در کتاب «مطالعه روشمند» آورده اند:

1 . برخی افراد ترجیح می دهند در سکوت مطالعه کنند و برخی در سروصدا . بعضی صندلی راحتی را می پسندند و بعضی دراز کشیدن یا نشستن رسمی را . اصلا وسواس به خرج ندهید و در هر حالتی که راحت تر هستید مطالعه خود را آغاز کنید .

2 . اگر مکان مطالعه شما کمی آشفته و به هم ریخته است مرتب کردن آن را به نیم ساعت پس از مطالعه موکول کنید; چرا که در این صورت در حین مرتب کردن اتاق به مطالبی که مطالعه کرده اید فکر خواهید کرد و زمان مفیدی را از دست نخواهید داد .

3 . گاهی اوقات از مکان های استثنایی و هیجان انگیز استفاده کنید تا مطلبی که مطالعه می کنید همراه آن خاطره در ذهن شما ماندگار شود; مثلا در یک شب بارانی با یک چتر و یک چراغ قوه زیر باران روید و مطلب را مطالعه کنید و یا در یک مکان تاریخی و قدیمی به تفکر و مطالعه در مورد مطلب مورد علاقه خود بپردازید .

4 . اگر امکان داشته باشد موضوع مورد مطالعه شما با مکانی که انتخاب می کنید هماهنگی و سنخیت داشته باشد، به افزایش بهره وری شما کمک بسیار می کند . این هماهنگی همچنین شامل وجود ابزار و لوازم مورد نیاز نیز می شود .

5 . قبل از انتخاب محل مطالعه خود، چند خصوصیت عمده و ایده آل برای مکان مطالعه در ذهن خود لیست کنید تا راحت تر بتوانید آن را بیابید .

6 . در مکان مطالعه شما راهی برای خیره شدن به دور دست وجود داشته باشد; چرا که توقف در مطالعه و چشم دوختن به بی نهایت در افزایش کارآیی مطالعه بسیار سودمند است . حداقل گاه گاهی به سقف اتاق خیره شوید!

7 . هیچ گاه مطالعه خود را به حضور در مکان خاصی مشروط نکنید; زیرا در این صورت بهانه ای می یابید که در سایر مکان ها از مطالعه بگریزید . به یاد داشته باشید که در حقیقت «مکان مطالعه جایی است که شما هستید» .

8 . دقت کنید میزان نور، دمای محیط، فرم صندلی و سایر شرایط در مکان مطالعه شما به گونه ای نباشد که شما را خواب آلوده کند .

9 . تهویه خوب و هوای پراکسیژن در مکان مطالعه شرطی حیاتی است .

10 نکته در روش مطالعه:

1 . به قول آدریل جانسون، خوب کتاب خواندن را نمی توان از خواص مادرزادی دانست . برای قرائت، بدون شک پرورش خاصی لازم است .

2 . بهترین روش کتابخوانی در مجموع روشی است که خواننده در این کار بتواند زیبایی های چیزی را که می خواند دریابد و به هنگام لزوم معایب آن ها را بفهمد و این البته از راه پرورش و ممارست حاصل می گردد .

3 . در معانی کلماتی که برای نخستین بار به آن ها بر می خورید دقت کنید . بیهوده تصور نکنید که سیاق مطلب آن معانی را برای ما کشف می کند . همان زمان بهترین وقت برای رفتن به سراغ فرهنگ لغت است .

4 . امیل فاگه، نویسنده فرانسوی، عقیده دارد که باید در خواندن کتاب استقامت داشته باشیم . استقامت لجاجت نیست بلکه نوعی بردباری است که ذوق ما را می پرورد و درک ما را عمیق می کند .

5 . مون تنی، دانشمند شهیر فرانسوی، در باره انتخاب کتاب و روش کتابخوانی نظرهایی بسیار بدیع و زیبا دارد . یکی از این عقاید آن است که برای وصول به عمق معنای یک کتاب خوب باید آن را دوبار بخوانیم و با آن تماس دائمی داشته باشیم . یک اثر پربها ما را مدت ها سعادتمند می سازد . نمی توانیم با یک بار خواندن به این درجه از خوشبختی برسیم; هر چند در این یک بار دقت فوق العاده به کار بریم .

6 . همچنین وی معتقد است، اگر بخواهیم از کتابی که خوانده ایم نظر صائبی پیدا کنیم باید راجع به آن گفت و گو کنیم . کتب خوب باب گفت وگوهای پرثمر را به روی ما می گشایند . این همان چیزی است که ما آن را مباحثه می نامیم .

7 . در کتاب «500 نکته درباره مطالعه » آمده است که یکی از روش های خوب مطالعه استفاده از یادداشت برداری است . فقط توجه کنید که به جای یادداشت، رونویسی نکنید! طرح های گوناگون بریزید . نکات مهم یادداشت را برجسته تر بنویسید . اگر مطلبی را درک نمی کنید، به صورت سؤال یادداشت بردارید .

8 . در کتاب «روش های تسریع در خواندن و درک » پیشنهاد شده است هنگام مطالعه ابتدا خلاصه مطلب را که اغلب در ابتدای مقاله یا کتاب آمده است، بخوانید . سپس عنوان ها و فهرست اجمالی کتاب را مطالعه کنید سپس چند سطر از ابتدای هر عنوان را مطالعه کنید; زیرا مهم ترین مطالب معمولا در همین خطوط اولیه هستند . در نهایت سایر توضیحات و تفاسیر کتاب را بر اطلاعات خود بیفزایید .

9 . از همان زمان مطالعه، برای به کار بستن آنچه می آموزید برنامه ریزی کنید . به قول تولد: «مطالعه و عمل نکردن مانند شخم زدن و بذر نپاشیدن است » .

10 . بیکن جمله زیبایی در این باره دارد: «برخی کتب را باید چشید، بعضی دیگر را باید بلعید و قلیلی را هم باید جوید و هضم کرد! .

5 نکته در موضوع مطالعه:

1 . امام علی (ع) جستن دانشی را نیکو می شمارند که موجب اصلاح وجود آدمی گردد . «دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی است .»

2 . دکتر آدریل جانسون می گوید: ما وقت نداریم و نمی توانیم هر چه را که منتشر می شود بخوانیم . باید انتخاب کنیم; ولی اگر در این انتخاب خود را به دست تصادف بسپاریم، ممکن است به راه های پیموده شده برسیم و اگر در انتخاب خود بینا نباشیم، ممکن است در راهی بیفتیم که دیگران فرسنگ ها از آن را پیموده اند . بنابراین، بهتر است قبل از انتخاب موضوع مطالعه خود به چکیده مقالات و خلاصه آثار مهم در زمینه علمی که به آن علاقه مندیم سری بزنیم تا جایگاه خود را در موضوع مطلوب خود دریابیم .

3 . همچنین او عقیده دارد، هنگام انتخاب یک کتاب ابتدا از خود بپرسیم خصوصیات فکری ما و طبع کنجکاو و حساس ما که منبع بسیاری از شعف ها و حزن های ما است طالب چیست؟ شعر؟ روان شناسی؟ حکمت؟ هنر؟ بدین ترتیب، زمینه ای برای کار در موضوعی که بدان علاقه داریم فراهم می آوریم و حدودی برای خود ترسیم می کنیم; چه همان طور که گفتیم دانستن همه چیز غیر ممکن است .

4 . آندره مورو عقیده دارد، بعد از کتب آسمانی شریف ترین و مفیدترین کتاب ها بیوگرافی ها هستند . به قول رنه دکارت مطالعه یگانه راه آشنایی با بزرگان روزگار است که قرن ها پیش از این در دنیا به سر برده اند و اکنون زیر خاک منزل دارند .

5 . ارل . اف - رسکامون می گوید: چنان که در انتخاب دوست برای خود دقت می کنید، در انتخاب نویسنده نیز برای خواندن خود دقت کنید .

12 نکته در کارآیی مطالعه:

1 . کیفیت مطالعه را بالا ببرید . به روخوانی سطحی در حالت پراکندگی فکر قناعت نکنید . با مفهوم ومعنای مطلب ارتباط برقرار سازید تا آنچه را که مورد نیاز است به خوبی درک کنید .

2 . حجم مطالعه حواس شما را پرت نکند . مطالعه بیش تر و سریع تر تنها بهانه هایی برای بیش تر دانستن است . پس ابتدا آنچه را می خواهید بدانید و بفهمید برداشت کنید و آن گاه با کلمات «سرعت » و «بیش تر» وسوسه شوید .

3 . قبل از آن که از موضوع اصلی کتاب منحرف شوید و به مطلب دیگری بپردازید، قسمت هایی را که دوست دارید به خاطر بسپارید، مشخص کنید .

4 . حتما برای مطالعه خود برنامه ریزی داشته باشید . این که قصد یادداشت برداری دارید یا خیر، در مورد چه موضوعی باید تمرکز کنید، چه سؤالاتی در ذهن دارید که در این کتاب جواب آن ها را می جویید و . . . همه باید از قبل برنامه ریزی شده باشد .

5 . باید کتابی که مطالعه می کنید مختص به خود شما باشد تا به راحتی در آن علامت گذاری و نکته نویسی کنید . استفاده از مداد یا ماژیک رنگی به شما امکان می دهد تا در مراجعه مجدد به کتاب بهره بیش تر ببرید . هر چند نباید این خطوط رنگی استفاده شما از سایر خطوط کتاب را کاهش دهد .

6 . هنگام مطالعه همواره یک قلم در دست داشته باشید; زیرا مطالعه آنگاه کارآیی مطلوب می یابد که همراه با مطالعه سؤالات ذهن خود را با آموزه های کتاب تطبیق دهید و در حاشیه آن یادداشت کنید .

7 . میان مطالعه و سایر کارهای خود تعادلی به وجودآورید که هم از خواندن خسته و دلزده نشوید و هم تجربه و عمل را به بهره وری مطالعه خود بیفزایید .

8 . مطالعه پراکنده باموضوعات متنافر و متناقض موجب کاهش بهره وری شما می شود . حتی الامکان در نوع کتابی که برای مطالعه انتخابی می کنید مطالعات قبلی خود را در نظر آورید تا نظم فکری شما به هم نخورد .

9 . اگر بتوانید از هر کتابی که می خوانید نکات مهم و کلیدی آن را خلاصه برداری کنید، بر کارآیی مطالعه شما می افزاید . این راهکار آنگاه ارزشمندتر می شود که خواننده به زبان و عبارات خودش مطالب را یادداشت کند .

10 . به یاد داشته باشید علاقه و انگیزه در مورد مطلبی که برای مطالعه انتخاب کرده اید به بهره وری شما از آنچه می خوانید بسیار می افزاید .

11 . گاه مقرر ساختن یک پاداش مشروط برای مطالعه حجم خاصی از کتاب به هیجان و لذت مطالعه می افزاید و نوعی اثر تشویقی بر فرد می گذارد . این پاداش ها می تواند دیدن یک برنامه تلویزیونی، رفتن به مکانی خاص، انجام یک فعالیت مورد علاقه یا حتی خوردن یک خوراکی محبوب باشد; مشروط بر آن که میزان تعیین شده مطالعه شده باشد!

12 . رنگ کاغذ، رنگ قلم، نحوه نشستن، فاصله چشم با کتاب، نور محیط و سایر شرایط مکانی نیز - همان گونه که می دانید - در کارآیی مطالعه شما کاملا مؤثر است .

8 نکته در تمرکز مطالعه:

دکتر خادمی در کتاب «مطالعه روشمند» به نکاتی چند را برای ایجاد تمرکز حواس لازم می داند:

1 . علاقه به موضوع مورد مطالعه یکی از علل مهم ایجاد تمرکز و دقت در حین مطالعه است .

2 . هماهنگی اراده و تخیل نیز در این رابطه کارساز است; به عبارت دیگر، چشمان فرد بر صفحه کتاب و افکار ش در حال پرواز به دور دست ها نباشد!

3 . برخی مسائل جسمی و روحی نیز می تواند تمرکز فرد را بر هم زند; مانند گرسنگی، تشنگی، سردرد یا سایر دردها، نگرانی و اضطراب .

4 . برخی مسائل محیطی نیز از عوامل برهم زننده تمرکزند: سروصدای زیاد، نور زیاد یا کم، لباس نامناسب و . . . .

آقای حقجو در کتاب «روش های تسریع در خواندن و درک » چند نکته مهم دیگر را نیز بر این لیست می افزاید:

5 . یکی از مهم ترین عوامل بر هم خوردن تمرکز عجله و شتاب است . این حالت سطح مطالعه را نازل می کند و تمرکز را بر هم می زند .

6 . یکی از مسائل قابل توجه دیگر سنگینی معده و سیری بیش از حد است . به قول حضرت رسول اکرم (ص) «پری معده و سیری زیاد به وجود آورنده حماقت است!» این همان خواندن و نفهمیدن و به عبارتی عدم تمرکز و ارتباط با مفهوم کتاب است .

7 . انتخاب زمان مناسب از عوامل ایجاد تمرکز است; مثلا پس از استراحت خصوصا در صبحگاهان بهترین تمرکز و در ساعات خستگی و کسالت نامناسب ترین تمرکز وجود دارد . البته در صبحگاهان لازم است قدری ورزش کرد تابدن آمادگی لازم را به دست آورد .

8 . نظم و انضباط در نوع مطالعه و ساعت مطالعه و مکان مطالعه همگی از عوامل ایجاد کننده تمرکز مطلوب ترند .

9 نکته در سرعت مطالعه:

1 . دکتر فیل ریس پیشنهاد می کند، اگر قصد دارید سرعت مطالعه را افزایش دهید، حتما ابتدا به فهرست مندرجات کتاب نظری دقیق بیندازید تا کلیت کتاب را به دست آورید .

2 . تند خوانی همیشه مناسب نیست . در مطالبی که به تعمق و تامل نیاز دارد اصلا نباید به کار گرفته شود .

3 . مغز ما همیشه تندتر از بیان ما کلمات را دریافت می کند . برای افزایش سرعت سعی کنید عادت بلند خوانی کتاب راترک کنید .

4 . تمرین کنید، به جای درک لغت به لغت یک جمله، به درک گروهی لغات عادت کنید .

5 . به نظر نویسنده کتاب «تسریع در خواندن و درک » یکی از عوامل کندخوانی برگشت است; یعنی آن که فرد مرتب نگاه خود را به خطوط پیشین بر گرداند . این کار تمرکز فرد را از میان می برد و وقت زیادی را تلف می کند . هنگام مطالعه چشم باید به طور مستقیم و به موازات صفحه حرکت کند و از پریدن به سطور بالا و پایین دوری جوید .

6 . کسانی که با انگشت خط مورد مطالعه را دنبال می کنند، باید این عادت را ترک گویند; زیرا در تند خوانی فقط چشم کار می کند نه دست و نه زبان .

7 . نویسنده کتاب «مطالعه روشمند» بر این باور است که حتی تکان دادن سر هنگام مطالعه از سرعت مطالعه می کاهد . پس بهتر است این گونه بگوییم: در تند خوانی فقط چشم کار می کند نه دست، نه زبان و نه سر . برای دیدن همه صفحه کتاب اصلا به رکت سر نیازی نیست . صفحه، خود در دامنه بینایی قرار دارد .

8 . ایشان از مشکل دیگری به نام «خالی خوانی » نام می برد که عبارتست از سرگردانی چشم در حاشیه سفید کتاب یا لابه لای خطوط و یا هر قسمت غیر مفید صفحه . این حالت را دیدن غیر مفید نیز می گویند و موجب کاهش سرعت مطالعه می شود .

9 . حتی نوع ورق زدن نیز به صرفه جویی در وقت کمک می کند . ورق زدن درست آن است که با دست چپ واز گوشه بالایی صفحه صورت گیرد و چند لحظه قبل از پایان صفحه برای تورق آماده باشد . کسانی که با دست راست و از گوشه پایینی صفحه ورق می زنند، از سرعت و تمرکز خود می کاهند .

 

× × ×

در این دنیای شتاب زده که با «بحران قرائت » روبه رو شده است، دردی از این عمومی تر نمی توان یافت که مردم کم می خوانند، سریع و شتاب زده می خوانند، بد می خوانند و . . . . این عبارت را دکتر جانسون در کتاب خویش به کار برده و بسیار ابراز نگرانی کرده است . واقعا سرنوشت کتاب و کتابخوانی به کجا خواهد کشید؟ او می گوید: «مردم گویی امروز از کتاب می ترسند . این بیماری متاسفانه عمومی و همه گیر شده و شاید بهتر باشد آن را بیماری ترس از کوشش نام نهاد .»

این آرزویی کهن و دیرینه بوده است که روزی بشر با تفکر و مطالعه انس گیرد و ساعات عمر خویش را با مطالعه پربرکت سازد; شاید حتی پیش تر از آن که سقراط بگوید: «جامعه وقتی به سعادت و فرزانگی می رسد که مطالعه کار روزانه اش باشد» .

ما نیز این گلگشت را با همان آرزو به پایان می بریم و به عنوان حسن ختام سخن دو تن از بزرگ ترین نویسندگان جهان و جمله ای زیبا از مولای متقیان علی (ع) را زینت بخش نوشتار می سازیم .

امام علی (ع) : هر کس اهل مطالعه باشد در سایه مطالعه کتب، به آرامشی بسیار والا دست می یابد که هرگز از او سلب نمی شود .

ویکتور هوگو: خوشبخت کسی است که به یکی از دو چیز دسترسی دارد: یا کتاب های خوب و یا دوستانی که اهل مطالعه کتاب باشند .

تولستوی: در دنیا لذتی نیست که با لذت مطالعه برابر باشد .

منابع:

هنر کتاب خواندن، آدریل جانسون .

500 نکته درباره مطالعه، فیل ریس .

مطالعه روشمند، عین الله خادمی .

روش های تسریع در خواندن و درک، محمد حسین حقجو .

چگونه فرزندم را به مطالعه علاقه مند کنم؟ ، مانفرد وسپل .

سلسله مقالات (دانش، مطالعه، کتاب)، حسین خنیفر .

4500 سخن از بزرگان، مجید اصلان پرویز .

اندیشه بزرگان، حسین رحمت نژاد .

نظرات (0) کلیک ها: 261

 

مراتب و شرايط محبت خدا

اشاره

در گذشته به این اميد که به برکت انوار کلمات الهي و سخنان حضرات معصومين پرتو نوري به دل‌هاي ما بتابد و از آلودگي‌ها و ظلمت‌ها نجات پيدا کنيم، بارها از زواياي مختلفي به ارزش‌هاي اسلامي و اهداف آن پرداخته‌ایم. يکي از مطالبي که بارها بحث مفصلي درباره‌اش انجام گرفته، قرب الهي و راه رسيدن به آن است که با استفاده از آيات و روايات و با استمداد از بحث‌هاي عقلي به اين نتيجه رسيديم که تنها راه رسيدن به قرب الهي عبادت خداست؛ و درباره مفهوم، اقسام و مراتب عبادت و چگونگی متجلی ساختن آن در زندگی انسان  بحث کردیم. گفتیم که رسيدن به قرب الهي در گرو حرکت اختياري و فعاليت ارادي ماست. اين موهبتي است که به زور، اجبار و اکراه به کسي نمي‌دهند و انسان  بايد خود بخواهد و تلاش کند و زمينه‌اش را بسازد تا خداي متعال به او افاضه بفرمايد. درباره چگونگی قرار گرفتن در مسیر قرب الهی و انتخاب آن نیز گفتیم که هر حرکت ارادي از دو مبدأ شناخت و اراده سرچشمه مي‌گيرد. اين دو مقوله از هم متفاوت و قابل انفکاک است؛ کساني مي‌دانند چه کار بايد بکنند, ولی انجام نمي‌دهند و کساني مي‌خواهند انجام بدهند، ولی نمي‌دانند چه کار باید بکنند. از این رو درباره شناخت‌ها و انگیزه‌های لازم  براي تکامل انسان و چگونگی تقويت آن‌ها بحث‌هایی کردیم.

مراتب دوستی خدا

بالاترين انگيزه‌اي که انسان را وادار می‌کند در مسير تقرب به خدا گام بردارد، محبت خداست. هرچه انسان خدا را بیشتر دوست داشته باشد، بيشتر مي‌خواهد به او نزديک شود. حال این پرسش مطرح مي‌شود که چه کنيم که محبت پيدا کنيم؟ محبت ارزشی متعالي است و به سادگي یافت نمي‌شود و نیاز به تلاش و کوشش در پیمودن راه آن دارد؛ البته همه مؤمنان مرتبه‌اي از محبت خدا را دارند. قرآن نیز در این‌باره مي‌فرمايد: «وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ»[1]. خداوند در آیه‌ای دیگر حداقل اين محبت را این‌گونه بیان می‌کند؛ «قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ»[2] اگر انسان پدر، مادر، فرزندان، همسر، اموال، کسب و کار،‌ و يا مسکن و کاخش را از خدا دوست‌تر بدارد و این محبت‌ها مانع از اطاعت خدا شوند، در معرض خطر بسیار بزرگي است. انسان نباید هيچ چيز را از خدا بيشتر دوست بدارد. اين يک مرتبه ‌از محبت است که لازمه ايمان است، ولي کل مسأله نيست. این‌که انسان واقعا خدا را دوست بدارد و حاضر باشد جانش را فداي راه خدا و اسلام کند، نعمت بسيار بزرگي است، اما اين کف مسأله است و کمتر از اين حد خطرناک است  و خداوند نسبت به آن هشدار مي‌دهد.

خداوند بندگاني دارد که محبت‌شان نسبت به خدا فوق درک ماست. درباره حضرت شعيب علی‌نبیناوآله‌وعلیه‌السلام نقل شده است که سال‌هايي طولاني گريه کرد تا چشم‌هايش نابينا شد. خداي متعال دوباره چشم‌هايش را به او برگرداند. باز سال‌ها گريه کرد تا دوباره چشمش نابينا شد. باز خداي متعال چشم‌هايش را به او برگرداند. باز سالياني گريه کرد. خداوند به او وحي کرد:[3] اگر از ترس جهنم گريه مي‌کني، من جهنم را بر تو حرام مي‌کنم. اگر آرزوي بهشت داري، من بهشت را در اختيار تو گذاشتم. ديگر چه می‌خواهی؟ عرض کرد: خدايا! تو مي‌داني گریه من، نه از ترس جهنم است و نه به خاطر رسیدن به بهشت، من تو را دوست دارم و خواستار لقاي تو هستم؛ من می‌خواهم به تو نزدیک شوم. خداي متعال نیز به او وحي کرد که چون اين‌گونه هستي، من کليم خودم را خادم تو قرار خواهم داد. داستان فرار حضرت موسي به مدين و ملاقات با دختران شعيب مقدمه بود براي اين‌که موسي هشت يا ده سال برای شعیب شباني کند.

حقیقت این مسایل چیست؟ واقعا گریه برای دوستی خدا آن‌هم در حدی که چند بار انسان کور شود و باز بینا شود، به چه معناست؟  این‌ها مسایلی است که برای ما درست قابل فهم نیست. درباره مراتب معرفت و محبت حضرت ابراهیم نیز این‌گونه آمده است[4] که وقتی حضرت ابراهيم از نمروديان جدا شد و به طرف سرزميني که خداوند متعال برايش مقدر فرموده بود، می‌رفت، گله‌ بزرگي به همراه خود داشت.[5] در شب تاريکی  جبرئيل به امر خداوند فرياد زد: «سبّوحٌ قُدّوس». حضرت ابراهيم حالت جذبه‌اي پيدا کرد و گفت‌: اي کسي که اسم محبوب من را بردي! نصف اين گوسفندان را به تو مي‌بخشم، يک بار ديگر اسم محبوبم را تکرار کن! نمي‌دانم گاهي برای شما اتفاق افتاده که نيمه شبي بلند شويد و صداي قرآن، اذان یا مناجاتي به گوشتان برسد و حالت ابتهاجي پيدا کنيد؟! جبرئيل يک بار ديگر گفت: سبوح قدوس. باز شوق ابراهيم بيشتر شد و گفت بقيه‌ گله‌ام  را نیز به تو بخشيدم، يک بار ديگر تکرار کن. اين چه حالتي است که از شنيدن نام محبوب در دل ابراهیم پدید آمد؟ مگر محبت چه طور مي‌شود و به کجا مي‌تواند برسد که حضرت ابراهیم برای شنيدن نام محبوبش حاضر است هستي‌ و سرمايه‌اش را بدهد؟ اجمالا باید بدانیم که بين محبت ما تا محبت حضرت ابراهیم از زمين تا آسمان فاصله است؛ ما خدا را دوست داريم، علي علیه‌السلام نیز خدا را دوست داشت، اما  محبت ما با محبت امیرمؤمنان و حضرت ابراهيم خيلي خیلی تفاوت است. باید باور کنيم که چنين مراتبی از محبت خدا براي انسان ممکن است، و کمال حقيقي و ارزش انساني انسان به همین است که چنين رابطه‌اي با خدا داشته باشد.

اگر اين‌ها واقعيت دارد، و انبيا آمده‌اند تا ما را به همان راهي ببرند که خودشان رفتند و به همان مقامی برسانند که خودشان به آن رسیدند، ما نیز بايد طالب چنين مقولاتی باشيم. البته نمي‌گويم باید مثل آن‌ها بشويم؛ ما خيلي کوچک‌تر از اين هستیم که بتوانیم به صورت صادقانه مرتبه اول محبت را داشته باشیم، و اگر همين مرتبه اول را داشته باشیم که مورد غضب الهي واقع نشويم، باید کلاهمان را به عرش بیاندازیم، ولي هستند بندگاني که همت‌هايي بلند و دل‌هايي پاک دارند، مسير انبيا باورشان است، و مي‌دانند کمال همين است و بايد راه آن‌ها را رفت. البته رفتن این راه هيچ منافاتي با انجام وظايف اجتماعي و سیاسی ندارد؛ بت‌شکني و به آتش افتادن حضرت ابراهيم نیز در همين مسير بود. بندگي و محبت الهي در همه چيز سرايت مي‌کند و همه جا جلوه‌هايش ظاهر مي‌‌گردد؛ حُبُ‏ اللَّهِ‏ إِذَا أَضَاءَ عَلَى سِرِّ عبدٍ أَخْلَاهُ عَنْ كُلِّ شَاغِلٍ وَ كُلِّ ذِكْرٍ سِوَى اللَّه؛[6] ‏وقتي محبت خدا در دل فردی طلوع کند، او را از هر دل‌مشغولی باز می‌دارد.

مراتب ایمان و ارتباط با خدا

پرسشی که مطرح می‌شود این است که با این‌همه گرفتاری‌های دنیا، زد و خوردها و رقابت‌ها در مال و منال و پست و مقام، چگونه با خدا ارتباط پيدا کنيم؟ همه ما دوست داریم بهره‌اي از  این مراتب داشته باشيم؛ چه کنیم تا محبت خدا در دل ما جايگزين بشود و همه چيزهای دیگر را فراموش کنيم و همه کارهایمان برای خدا باشد؟ همان‌گونه که بارها گفته‌ایم، ارزش‌هاي الهي که در قرآن و روايات مطرح مي‌شود و ادله عقلي نیز آن‌ها را تأييد مي‌کند، دارای مراتب‌ است. ايمان مراتبي دارد و ما نیز به همان اندازه که ايمان به اين حقايق داریم، دلمان پر مي‌زند که به اين‌ مراتب  راهي پيدا کنيم و شباهتي به اولیای خدا پيدا کنيم. نمونه‌هايی که از انواع آن ذکر کردیم نیز نشانه اين است که محبت مراتب زيادي دارد. یک مرتبه‌اش اين است که ما مي‌توانيم لااقل آن را ادعا کنيم، يک مرتبه نیز محبت ابراهيم است و بين اين مبدأ و آن منتها مراتب بسياری است که دقیقا نمي‌شود گفت چند مرتبه است. اگر کسي ادعا کند که چون هر امتدادي قابل تقسيم به بي‌نهايت است، اين مراتب نیز بالقوه بي‌نهايت هستند، سخن اشتباهی نگفته است. سير از اين مبدأ به آن منتها ـ که اجمالا مي‌دانيم چيزي هست و تفصيلا آن را نمي‌شناسيم ـ سيری تدريجي و طولاني مي‌طلبد و این‌گونه نیست که به وسیله آمپول یا تزریقی انسان به‌خود بیاید و ببيند مثل حضرت ابراهیم شده است. بايد زحمت کشيد، راه را شناخت و کوشید و همت به خرج داد، تا مراحلي از آن کمال را طي کرد. چه کنيم که بتوانيم در اين مسير پيش رويم و محبت‌مان به خدا و اولياي خدا بيشتر شود؟

محبت اولیای خدا؛ شعاعی از محبت خدا

محبت اولياي خدا شعاعي از محبت خداست. ما امام حسين علیه‌السلام را  به این دلیل دوست داریم که بنده محبوب خداست. در روايتي هست که نوجواني که هنوز به سن تکليف نرسيده بود در راه، خدمت پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌ رسيد و به تماشای حضرت ایستاد. خيره خيره به  ایشان نگاه می‌کرد تا حضرت رسيدند. عرض کرد من خيلي شما را دوست دارم. حضرت ايستادند و از او پرسیدند: من را بيشتر دوست داري يا پدرت را؟ گفت: به خدا قسم شما را بیشتر دوست دارم. پرسیدند: مرا بيشتر دوست داري يا مادرت را؟ گفت: به خدا قسم شما را. پرسیدند مرا بيشتر دوست داري يا خدا را؟ گفت: استغفر الله! من شما را نیز به خاطر خدا دوست دارم؛ چيزي را نمی‌شود بیشتر از خدا دوست داشت. شما فضاي فرهنگي آن زمان را در نظر بگيريد! پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله چگونه مردم را تربيت کرده است که يک نوجوان ده‌ـ دوازده ساله اين‌گونه صحبت مي‌کند؟! عشق به امام حسين علیه‌السلام و اين همه فداکاري‌‌های مردم برای ایشان، به‌خاطر این است که  امام حسين دوست خدا و بنده شايسته او بود. ما براي اين‌که راه محبت الهی را طي کنيم، بايد شناخت داشته باشيم و بدانيم باید چه کنیم تا محبت‌مان به خدا بيشتر بشود؛ البته اجمالا مي‌دانيم که همه کمالات به دست خودش است و او بايد افاضه کند، ولی ما نیز بايد زمينه‌ و  لياقت آن‌ها را کسب کنيم.

شناخت مقدم است يا محبت؟

گاهي اين سؤال مطرح مي‌شود که آیا شناخت مقدمه محبت است يا محبت مقدمه شناخت؟ به بیان ساده‌تر، این‌که مي‌گوييم دنبال بیشتر کردن محبت‌مان به خدا هستیم، به این معناست که محبتي هرچند اندک داريم، اما مي‌خواهيم بيشتر شود و برای بیشتر شدن آن به دنبال معرفت هستیم. بنابراین محبت بر معرفت مقدم است. از سوی دیگر انسان تا چيزي را نشناسد، آن را دوست نمي‌دارد. پس برای همان محبت اولیه نیز شناخت لازم است. حال سؤال مي‌شود که آیا شناخت مقدم است يا محبت؟ به بیان دیگر پرسش را به صورت کلی‌تری بیان می‌کنیم. همه می‌دانیم که دو عامل شناخت و اراده در افعال ارادي انسان مؤثر است. حال آیا بايد اول شناخت داشته باشيم تا اراده پيدا شود يا باید اول اراده پیدا کنیم، تا شناخت حاصل شود؟ در پاسخ باید گفت که رابطه بين اين‌ مسایل يک رابطه زيگزاگي است و خداوند مرتبه‌ای از آن را مجانی به انسان مي‌دهد. اگر انسان از آن درست استفاده کرد، نتيجه‌اي بر آن مترتب مي‌شود، و اگر باز از آن نتیجه درست استفاده کرد، باز طرف دیگر تقويت مي‌شود. در طبيعت هم اين رابطه وجود دارد. یک درخت را فرض کنید؛ برگ‌های این درخت باید از هوا، نور و حررات استفاده کنند تا اين درخت زنده بماند. برگ‌های درخت به‌خصوص هنگام باران رطوبت‌ها را مي‌گيرند و به ساقه منتقل مي‌کنند. ساقه این رطوبت را به ريشه‌ها منتقل می‌کند و در آن‌جا زمينه فراهم شدن غذاي گياهي فراهم مي‌شود. این غذا از ريشه بالا مي‌رود و از راه ساقه به شاخه و سپس به برگ‌ها می‌رسد و برگ‌ها رشد مي‌کنند و درخت شکوفه مي‌دهد و شکوفه‌ها گل مي‌شود و گل‌ها ميوه مي‌دهد. اگر از بالا باران نيايد درخت خشک مي‌شود و ريشه‌ نیز ديگر کاري نمي‌کند و کم‌کم خشک مي‌شود. باران، نور آفتاب و هوا از بالا به برگ‌ها می‌رسد و به ریشه انتقال پیدا می‌کند، ولي باز از ريشه مواد غذایی به خود برگ‌ها برمي‌گردد. باز مجددا همين کار تکرار مي‌شود. کمالات و ارزش‌هاي انساني نیز غالبا اين رابطه زيگزاگي را دارند؛ يکي مقدمه براي ديگري است. وقتي آن فراهم شد، زمينه براي رشد اولي بيشتر فراهم مي‌شود. رابطه ایمان و عمل نمونه‌ای روشن از این ارتباط است. ابتدا انسان ايماني پيدا مي‌کند و به مقتضاي آن ايمان عملي انجام مي‌دهد. وقتي عمل را انجام مي‌دهد، ايمانش تقويت مي‌شود و با تقویت ايمان عمل بهتر و بيشتري انجام مي‌دهد. اين رابطه هر قدر ادامه پيدا کند موجب رشد و باروري بيشتر مي‌شود و انسان به کمالات بيشتري مي‌رسد. اين رابطه گاهي بي‌واسطه و آشکار است، اما گاهي نیز واسطه مي‌خورد و نوعی دور پنهان دارد.

شناخت؛ شرط لازم

به‌هر روی، ما باید راه کامل‌کردن محبت‌مان را بدانیم.  بنابر این اگر بگوييم براي ادامه راه تکامل‌، تقرب‌، بندگي‌، محبت‌ و کسب همه ارزش‌هاي متعالي الهي، نيازمند تقويت معرفت هستيم، سخني به گزاف نگفته‌ايم؛ البته بايد توجه داشته باشيم که علم و معرفت علت تامه نيست. معرفت زمينه را براي رشد فراهم مي‌کند، اما به شرط اين‌که همت و اراده انسان به آن اضافه شود و خواست هم روي آن بيايد. وگرنه ممکن است اثر معکوس بدهد، همان‌طور که همان آبي که موجب حيات مي‌شود به این علت که عوامل ديگر به آن ضميمه نشده، ريشه را مي‌پوساند و نه تنها موجب رشد درخت نمی‌شود بلکه ريشه‌ هم از بين مي‌رود. ولي به هر حال براي این‌که انسان بتواند راهی الهی را طی کند و به کمالات خداپسند برسد، کسب معرفت و ازدياد علم و شناخت شرط لازم است.

 از خداي متعال درخواست مي‌کنيم به برکت سيدالشهدا صلوات‌الله‌عليه و اصحاب فداکارش و کساني که محبت امام حسين را در دل دارند و اين روزها و امثال اين روزها با تمام وجودشان در راه عشق امام حسين حرکت مي‌کنند، به ما عنايتي کند که بر معرفت‌ و محبت‌مان افزوده بشود و بتوانيم راهي را پيش بگيريم که به کمال بيشتر و رضايت بهتر الهي منجر شود.

وصلي ‌الله علي محمد و آله


[1] . بقره، 165.

[2] . توبه، 24.

[3] . البته اين وحي‌ها نیز بیشتر جنبه آموزندگي دارد؛  باید کساني اين داستان‌ها را بشنوند و ياد بگيرند و حقايقي را درک کنند.  وگرنه خداوند از علت گریه حضرت شعیب  ناآگاه نبود و بهتر از همه مي‌دانست او براي چه گريه مي‌کند.

[4] . تفسیر صافی، ج1، ص505.

[5]. در روايت است که خداوند هيچ پيغمبري را مبعوث نفرمود مگر اين‌که مدتي او را به شباني واداشت، تا اين‌که  با مردم با ملايمت رفتار کند و توقع زيادي از مردم نداشته باشد و ناداني‌ها و غفلت‌هايشان را تحمل کند.

[6] . مصباح الشریعة، باب 92، ص192.

نظرات (0) کلیک ها: 196

.png

مدارک مورد نیاز جهت مصاحبه ورود به حوزه

1. شركت در آزمون ورودي سال تحصيلي 96-95  حوزه و قبولي درآن
2. داشتن اولويت پذيرش دراستان
3.تطبيق اظهارات ثبت شده در ثبت نام اينترنتي با مدارك ارائه شده
4. عکس 2قطعه 4*3
5.   دو دوره کپي از تمام صفحات شناسنامه با ارائه اصل آن.
6. دو دوره کپي (پشت و رو) از کارت ملي با ارائه اصل آن.
7. کپي آخرين مدرک و كارنامه تحصيلي  با ارائه  اصل آن.
8. کپي مدرک يا كارنامه تحصيلي كه معدل آن را درثبت نام اينترنتي لحاظ نموده است با ارائه  اصل آن .
9. تأييديه اخلاقي از دو نفر روحاني.
10.ارائه کپي پايان خدمت يا معافيت دائم يامعافيت تحصيلي و اصل آن  براي متولدين قبل از سال 1377  لازم است. در صورت داشتن دفترچه اعزام به خدمت بايد دفترچه بدون مهر غيبت و اضافه خدمت باشد و تاريخ اعزام آن نيز بعد از 18/شهریور/95باشد.
11.  تکميل فرم پذيرش وبررسي پزشكي و پرسش نامه ها،(قبل ازجلسه ي مصاحبه )
12.   ارائه مدارك استفاده ازامتيازات در ثبت نام اينترنتي.
تذكر:
* براي داوطلباني که در ثبت نام و آزمون  شركت نكردند ونام آنها درليست قبولي مدارس علميه استان نيست  وکساني که مدارکشان ناقص استپرونده تشکيل نمي شود.
* براي افرادي که اظهارات ثبت شده اينترنتي آنان با مدارک ارائه شده مطابقت نداشته باشد به خصوص اگر معدل ثبت شده در اينترنت ازمعدل واقعي آنان بيشتر باشد، ويا مدارك مناسب امتيازات استفاده شده،كه مؤثردرپذيرش داوطلب بوده را نتواندارائه نمايد، پرونده تشکيل نمي شود.
* به داوطلباني كد تحصيلي داده مي شود كه مراحل پذيرش وگزينش را براساس دستورالعمل گزينش سال تحصيلي 96-95 بگذرانند ونام آنها درليست مديريت استاني باشد.
 * کلیه مشمولان فوق­دیپلم تا دکتری پس از فراغت از تحصیل، به شرط نداشتن غیبت و با رعایت شرایط سنی که دردفترچه راهنمای پذیرش حوزه های علمیه آمده است، می­­توانند به طور تمام وقت در حوزه­های علمیه تحصیل نموده و از معافیت تحصیلی برخوردار شوند.
* دانشجويان متقاضي لازم است پس از آنكه مراحل پذيرش و گزينش آنان در حوزه به اتمام رسيد، انصراف قطعي از تحصيل دانشگاهي داده و گواهي آن را با تسویه حساب از دانشگاه ارائه نمايند.

نظرات (0) کلیک ها: 294